شروع به رنگ كوهنوردی

شروع امسال شروع خوبی بود.سال تحویل كه مثل هر سال با پدر و مادر عزیزم در كنار هم دور سفره هفت سین نشستیم.برای سال جدید دعا و آرزو كردیم، عیدی دادیم و عیدی گرفتیم.

بعد از سال تحویل هم رفتم تو بالكن وایستادم و باز هم آرزو كردم برای خودم ، برای خودش و برای همه.

     هفت سین امسال

بعدش هم كه اومدم و اولین مطلب سال جدید رو نوشتم.قول دادم كه بعد از اینكه بیدار شدم بنویسم.بیدار شدم تو ذهنم نوشتم الان هم كه شما دارید می خونید.

اما...

شروع امسال دیگه خیلی كوهنوردی بود.

یعنی چی؟(الان می گم عجله نكن.)

بعد از اینكه بیدار شدم رفتم كوه عظیمیه.قبلأ به یكی از دوستان هم گروهی ، مهدی سهیل فرید نصفه نیمه قول داده بودم بعد از سال تحویل بریم قله عظیمیه.ولی شب قبل اینقدر تو صف كارواش موندم كه خسته شدم.تا بعد از سال تحویل هم كه بیدار بودم. (این رفیق ما واسه خودش ركورد داره ها.ركوردش هم اینه كه سه تا اسم داره:مهدی،سهیل،فرید 04.gif)

خلاصه رفتم عظیمیه و كلی حال كردم.

                      من ، کوه ، تنهايی ، 86

تا قله نرفتم چون باید با خانواده می رفتیم بیرون. اما مهم این بود كه رفتم.با یه دوست خوب هم یه عهدی بسته بودیم كه تو كوه باید به اون عهد عمل می كردم كه این كار رو هم كردم.یه سری حرف ها بود که باید با من٬ به من ٬تو کوه ٬به کوه و در تنهایی می زدم.

                      هم پيمان در كوه

روز دوم و سوم عید هم كه با دوستان خوبم حامد اسفندیاری و هادی صابری رفتیم به دیدن بزرگتر های گروه.با مشولی هم تلفنی كلی حرف زدم.به همه سلام رسوند.

این سال دیگه واسه من یه سال متفاوت با اتفاقای خوبه.این رو مطمئن هستم.

اهداف جدید و محكمتر،نیروی بیشتر و ...

/ 0 نظر / 14 بازدید