برای هادی صابری

گام های استوار

 

وقتی کلی تلاش می کنی، صبر هم چاشنی کار میشه ،مزد تلاش و صبرت رو می گیری.

بالاخره اردوها رو پشت سر گذاشتی، تلاش کردی، و به آرزوی خودت رسیدی.

آفرین پسر.

حالا دیگه می تونم حسابی به دوستیمون مغرور بشم.(چه اشکالی داره بگم من آنم که رستم بُوَد پهلوان ؟!)

نمی خوام زیاد حرف بزنم. فقط بدون که خیلی خوشحالم.

هرچی آرزوی خوب هست برات دارم.کلی انرژی + برات می فرستم تا بتونی " گام های استوارت" رو بذاری رو شونه اش.

می دونم که می تونی.

آخ که یادش به خیر آزاد کوه، پل خواب،بندیخچال و بقیه برنامه هایی که با هم رفتیم.

 

 

» حالا هرکی یه جمله یا آرزویی داره که می خواد توهیمالیا طنین انداز بشه بگه تا به هادی برسونم.

/ 42 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
leila

تبریک میگم . شاد و خوش باشی[لبخند]

کاوه کاشفی

خسته نباشید لطفا تماس بگیرید برای هماهنگی استقبال به امید دیدار

فرید (پزشکی کوهستان)

براي روزي که هيچگاه شاهد به خانه بازنگشتن همنوردانم نباشم لحظه شماري ميکنم بياييد تا همه با تمام توان براي رسيدن به آن روز تلاش کنيم. پزشکي کوهستان با قسمت دوم پيشگيري از سرمازدگي به روز است. به ما سربزنيد و نظراتتان را از ما دريغ نفرماييد. ضمننا يشنهاد مي کنم براي تلاش در جهت کاهش آسيبهاي کوهنوردي اصل يا خلاصه مطلب را در وبلاگتان ذکر کنيد تا مورد استفاده افراد بيشتري قرار بگيرد.

ali

انسانها ... گاهی خوب ٬ گاهی بد ٬ گاهی زشت هستند!!! این زندگی است.

فرید (پزشکی کوهستان)

سلامو تبریک برای صعود با موفقیت و سلامت پزشکی کوهستان با قسمت آخر سرمازدگی به روز است.منتظر نظراتتان هستم

امیر

سلام با گزارش گشایش مسیر Canyoning بروز شدم. پیشاپیش از نظراتتون ممنونم. یا حق

علي

سلام.با آرزوی قبولی طاعات وعبادات شما.وبلاگ زیبایی دارید.آیا حاضر به تبادل لینک هستید؟

کلاغ....

جناب فرامرز نصیری می خواهم از شما یک سوال بپرسم،شما که خود را معلم اخلاق می دانید چرا در برنامه صعود جبهه شمالی دماوند در مرداد ماه 85 در مقابل شرایط نامناسب جسمی یک عضو تیم خودکه سرپرست برنامه هم بوده اید(درد سنگ کلیه) واکنشی غیر اخلاقی ، غیر مسئولانه و غیر انسانی داشته اید و اورا در ارتفاع 5300 متری تک و تنها رها کرده اید و حتی یک با اضافه (یک چادر 4 کیلویی) را نیز به او داده اید تا به پنجاهمین صعود خودتان به دماوند برسید؟؟؟چرا؟چرا؟چرا؟آیا شهوت شهرت چشم شمارا نیز کور نکرده بود؟ شما حتی به خود زحمت نداده اید بعد از برنامه از وضعیت جسمانی دوست و همنورد خود کسب اطلاع نمایید.باز هم می پرسم آیا شهوت شهرت چشم شمارا نیز کور نکرده بود؟واقعا چه حکایت های تلخ و غم انگیزی دارد این کوه نوردی ما !!