دلتنگی با : "من ، کوه ، تنهایی" و "شما"

خودمم دلم برای اینجا تنگ شده.

باورم نمیشد که یه روزی بخوام این همه ساکت باشم اینجا.وبلاگم دیگه به گورستان متروک نوشته های قدیمی و دغدغه هام تبدیل شده !

از آخرین مطلبی که نوشتم 10 ماه و 4 روز میگذره.و این هوا... گرد و خاک نشسته روش!
10 ماه و 4 روزی که تو این بازه زمانی بزرگترین رویدادهای زندگی شخصی برام رقم خورد.

ازدواج با همنورد خوبم زهره ، سبزترین و شیرین ترین اتفاق این مدت بود ، که کم و بیش دوستان از او با خبر بودن و با پیام های پر از مهرشون به ما لطف داشتن.

حساب آخرین برنامه کوه هم از دستم در اومده.یادم نیست پرسون بود یا سکه نو !

× اینکه چرا کوه نرفتم دلیلش مفصله... از کار کردن تو شرکتی که جمعه ها و روزهای تعطیلش باید می رفتم سرکار بگیر تا مریضی قدیمی که باز هم اومد سراغم و به گفته دکتر : کوه ممنوعم کرده !

× ننوشتنم تو وبلاگ هم به خاطر اینه که شلوغی های کار جدید واقعن نمیذاره تمرکز قبل رو داشته باشم.و صد البته وقتی از کوه و طبیعت دور باشی چیزی برای نوشتن هم باقی نمیمونه برای ما ...

این دوتا دلیل رو فقط برای این گفتم که دوستان کم کاری منو نذارن به حساب تاهل و ازدواج و ...

حالا دیگه کوله پشتی برنامه های 1 روزه و  کفش کوه و عینک و ساعتم شده کوله و کفش و عینک و ساعت شهر!

فقط از دور کوه ها رو می ببینم و به اضافه وزنی که دارم تاسف می خورم... ناراحتخجالت(نخندید!!!!.... گریه)

البته اوضاع اینجوری نمیمونه.یه خورده حجم کار و درسم کم بشه اوضاع میشه اونجوری که می خوام و باید بشه ... شما هم برام انرژی مثبت بفرستید.

تا بعد ...

/ 10 نظر / 86 بازدید
محمد (‌يادداشتهاي يك كوهنورد)

سلام حامد جان جات بين دوستان قديميت و بچه هاي هفتخوان خيلي خاليه . اميدوارم كه بتوني از گرفتاري كار بيرون بيايي و دوباره بزنيد به كوه و جنگل . براتون بهترين وشيرين ترين لحظه ها رو آرزو مي كنم.

تهران کوه

سلام حامد عزیز خیلی خوب شد که دوباره یه مطلبی نوشتی . ازدواجت رو هم بهت تبریک میگم [گل] ما رو که بی خبر گذاشتی خب خودت هم ضرر کردی چون یک کادوی بزرگ رو از دست دادی !![چشمک] بهرحال برای شما و همسر محترم تون آرزوی سلامتی و موفقیت دارم و امیدوارم که بزودی با رتق و فتق امر به کوهستان برگردید. [گل]

خاکسار

بر حامد عزیز دورود باد باز هم پیوندتان را تبریک میگم وآرزوی آرامش و شادی برای شما دارم خیلی وقته که سر به وب شما نزدم خوشحالم که دوباره به دنیای مجازی سر زدی همیشه شاد و برقرار باشی [گل][گل]

محمد

سلام همولایتی! از دل کباب من گفتی..... منم چون شما گرفتاری زیاد و کار سنگین نمیذاره مطابق میلم کوه برم . امروز هم با اقای سید زاده بدقولی کردم قرار قصر بهرام و کویر بود . ولی افسوس . اون بالا بالاها باشید !

آنا

سلااااااااااااااااام. خوبی؟ قبل از اینکه کامنتینگ رو باز کنم تقریبا مطمئن بودم یکی از کامنتگذارا حتما آقای خاکساره. خوشحالم که حدسم درست بوده. آقای خاکسار آقای عزیزالهی دایی علی مشولی حامد حصاری رضا آموزگار فرشید فاریابی محمد نصیری !! .... یاد اون روزها به خیر زندگی فقط کوه نیست حامد جان کوه سر جاشه و تو هم که هنوز خیلی فرصت داری یه روزی قوی و سرزنده به سمتش برمیگردی به زهره خانوم سلام برسون

خاکسار

با دورود بر شما آنا خانم هنوز هم چیزی عوض نشده هنوز میشه با مشولی هماهنگ کنیم سری به پرسون بزنیم البته ما پیر مردها یک کم توان از دست داده ایم تا دیدار همگی دوستان

آنا

آقای خاکسار. اتفاقا دارم میام پیش مشولی. تو زمستون. امیدوارم شما هم باشین

مشولی

سلام به خامد خان حصاری شاید برای تبریک گفتن دیر شده باشه و همیشه تبریک صمیمانه گفتن لذت بخشه . هوای خوزستان بهاری شده و دلچسب . امیدوارم که قابل بدونین و تشریف بیارین . دلم بد جوری هوای با هم بودن کرده . تا دماوند...

خاکسار

سال نو بر شما و بانو خجسته باد سالی پر بار همراه با شادی و سلامت برای شما آرزو دارم

طلبه

بسمه تعالي سلام اتمام حجت به وبلاگ مراجعه کنيد ايران در خطر عظيم قرار دارد www.abc.melatblog.ir[گل][گل][گل][گل][گل]