حامد حصاری
تماس با من
نمایه نگارنده
نویسنده (های) وبلاگ حامد حصاری
گذشته های بایگانی شده
      من ، کوه ، تنهايی (دیده ها و ندیده ها،گفته ها و نگفته های تنهایی با کوه ،در کوه...)
يک - من ، كوه ، تنهایی نویسنده: حامد حصاری - سه‌شنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٦

وقتی چند تا یك كنار هم جمع میشه این انگیزه رو پیدا می كنی تا بخوای وبلاگت رو به روز كنی.

وقتی كه اون یك ها واست یه معنی دیگه ای داره سعی خودت رو می كنی كه یكی از بهترین ها رو بنویسی.

خیلی زود می گذره...زمان رو میگم.

شاید اولش شك داشتی به اینكه وارد میدون بشی یا نه. هی پیش خودت مرور می كردی كه چه جور میشه ادامه داد.ولی دل و زدی به دریا.نه بی هوا ها.كلنجارها رو با خودت زده بودی قبلاً . و حالا نوبت تصمیم گیری بود. تجربه قبلی ات بهت می گفت كه اگه اینبار می خوای شروع كنی باید یه كم محكمتر بری جلو. سری قبل كه شروع كرده بودی بیشتر حس كنجكاوی، انگیزه ات بود كه این حس زود فروكش كرد. 

رفتی و ثبت نام كردی.نام و آدرس رو نوشتی.

اما...

یهو یه جایی گیر كردی.

-          اسمش رو چی بذارم؟

هی فكر كردی و هی فكر كردی.انگیزه ات واسه بودن و نوشتن معلوم بود كه چیه. خوب معلومه دیگه " كوه " وا.............ی كوه.

(گفتم كوه یاد آزاد كوه افتاد.انگار كه كوه یعنی فقط آزاد كوه.)

پس خودت چی؟ خودتم نوشتی.

اما...

یه چیزی كه خیلی وقته كه باهاش هستی داشت جلو چشمت رژه می رفت.انگاری كه هی بهت سوقلمه بزنه كه :

هی... كجایی عمو؟ منو یادت نره.

بهش گفتی: نه رفیق هستمت.تا آخرش هم هستم.مگه میشه رفیق زندگی ات، كسی كه سالهاست با هم هستید و یه جورایی با هم Match (= جور) شُدید رو فراموش بكنی؟!انگار تو ،اون شدی و اون ،تو.(چه حرفها).

اونم نوشتی...تنهایی

حالا دیگه سه تا شده بودن: خودت بودی، كوه بود تنهایی هم بود.

پسر... چه تركیبی شد.یعنی اینا می تونند با هم یه جا بشینن؟دعواشون نمیشه؟كسی نمی خواد از اون یكی بزنه جلو؟

نه مثل اینكه خوب شد.ریتمش ... هم ای بدك نیست.

 

من ، كوه ، تنهایی

.

 نوشتی اش.

دیگه ثبت شده بود.به اسم خودت بود. دیگه خودت بودی و اون.

اِ اِ اِ ...

می بینی! انگار همین دیروز بود.تو اتاق پشت میز كامپیوتر نشسته بودی ، انگشتت روی صفحه كلید بود و با فشار دادن هر كلید یكی از حروف رو فرامی خوندی واسه معنا دادن به یك كلمه و بعدش هم یه جمله و یك بند و در نهایت هم یك مطب. زل زده بودی به مانیتور و داشتی خط به خط پایین می اومدی.حالا دیگه داشتی بعد از مدتها نوشتن رو شروع می كردی:

.

اول سلام

.

سلام.

اسمش حامدِ. حامدی كه حرف برای گفتن زیاد داره.گوش شنوایی اگه پیدا كنه حرفاشو بهش می زنه.

یه مدته كه تصمیم داره حرفاشو بنویسه.شاید از هر دری حرف داشته باشه.شاید از هر چیزی بخواد بگه!

از خودش،از دلش،از مردم.از طبیعت جاندار و طبیعتی كه جانشو گرفتن.

شاید بخواد گله كنه یا اینكه فریاد بزنه.شاید بخواد یه راز رو به شما بگه كه دیگه راز نباشه.شاید بخواد قهقهه بزنه شایدم گریه!

شاید از لحظه هاش بگه،شاید از لحظه هاشون بگه!

شاید چون می خواست اینارو به یكی بگه ولی اونو پیدا نكرد حالا می خواد اونارو بنویسه.

قبلا تو بلاگر می نوشت ولی محیط غیر فارسی اذیتش می کرد.

شما هم باهاش همراه بشید اگه دوست دارید.

حرفاتونم اگه خواستید براش بنویسید.شما هم بگید.داد بزنید(اما یواش!!).

فعلاً همین!

تا بعد.

.

من ، كوه ، تنهایی ، دوشنبه، 24 مهر، 1385

سنگ هات رو با خودت وا كنده بودی.می دونستی می خوای چی بنویسی،از كجا شروع كنی و چه جوری ادامه بدی. این احساس كه همیشه سعی كنی به روز باشی تا یه كم خودت رو محك بزنی ، خودت با دستای خودت ، خودت رو هُل بدی.از رخوت خارج بشی.فكر كنی تا بمونی.

اصلا...

اصلا  وارد یه دنیای جدید بشی.منفعل نباشی،فقط خواننده نباشی،تو هم خونده بشی.

شروع كردی.

خوندی و نوشتی.نوشتی و خوندی.نوشته های دوستای قدیمی ات و هم گروهی ات رو ، دوستای جدیدی پیدا كردی.اونهایی كه یه كم قبل تر از تو نوشتن رو شروع كرده بودند.

اونهایی كه نوشته هاشون رو دنبال می كردی:

.

کوهنوردی . نشان زندگی (حمید شفقی)

یادداشتهای یک کوهنورد (محمد والی نژاد)

ازصعود اورست تا سقوط انسانیت (علی بهرامی)

کوه قاف (رضا زارعی)

جو و فرانچسكو

کوهنوردی (وحید اشرفی)

قلمرو کوهستانی ایران (محمد حاج ابوالفتح)

كلاغ ها (فرامرز نصیری)

BlackRock  (بهنام)

.

اما حالا دیگه نوبت خودت بود.

خیلی دوست داشتی خیلی چیزها رو بیاری تو قالب نوشته هات. فلسفه،شعر،ادبیات،كوه، فلسفه و كوه، شعر و كوه، ادبیات و كوه و خیلی چیزهای دیگه.می خواستی فكر و دلت رو یه جورایی بیریزی رو داریه(=دایره).رفتی جلو.

بازم خوندی و نوشتی، نوشتی و خوندی.

دیدی كه شاید چیزایی كه مینویسی(=می نویسی) شاید یه جورایی بشه.شاید خیلی ها تحمل دیونه بازی هات رو نداشته باشن. واسه خاطر همین بازهم فكرهاتو تو همون قفس در باز ذهن خودت نگه داشتی و باز هم گفتی كه: نه اینجا هم نمیشه.

چند روز پیش به دوستت كه نامه های قلبش رو مینویسه(می نویسه) گفتی: ستوده، گاهی به وبلاگت حسودیم میشه. گفت : چرا؟

آخه تو توی وبلاگت هر چی می خوای مینویسی(=می نویسی)، یه جورایی وبلاگت General (=عمومی) هست. اما من اینجا از هر چیزی نمی تونم بنویسم.چون فضای این طرف كوهنوردیه.گرچه گاهی اوقات یه گریزی می زنم و یه مطلبی كه بیشتر به دلم میشینه و زیاد به كوهنوردی و كوهنویسی ارتباط نداره مینویسم(می نویسم).

از حسین ات ، پناه بی پناهی هات گفتی، مرگواره اش رو نوشتی، درد دل كردی گاهی، از هر دری سخنی گفتی یا نگفتی.

هر چی جلو رفت آلوده تر شدی.قاطی شدی با نوشته های كوه نویس ها. حالا دیگه فقط وبلاگ اگه می خواستی بخونی وبلاگ های كوهنوردی رو می خونی.اخبار اگه می خواستی بخونی دنبال اخبار كوهنوردی می گشتی.

آ........ه

اون روزها كُفرت در می اومد وقتی یه گزارش برنامه رو می خوندی.چون اون روزها نمی تونستی بری كوه.آخه این كمر و زانوی لعنتی ات ... ولش كن، بی خیال (مگه الان كه بازم دكتر و خونواده ات(=خانواده ات) هی بهت توصیه می كنن نری كوه، به حرفشون گوش میدی؟)

حالا كه تقویم رو نگاه می كنی می بینی از اون روزها 365 روز می گذره.

365 روزی كه هر روزش یه خاطره داشته.دوستای جدیدی پیدا كردی.كوههای جدیدی رفتی، كارهای جدیدی كردی.

و به زعم خودت كمی پیشرفت كردی.

حتی این دنیای سخت مجازی كمك ات كرد واسه باور كردن خودت و جرات بخشیدن بیشتر. و گاهی هم از تنهایی در اومدی.

گاهی رفتی تو طنز كوه كمی خندیدی،یه كامنت گذاشتی مثل خود فرشید (فرشید ابن داوود = فرشید داوودی ) و اون موقع كلی از همین كوهنویس ها بهت شك كردن كه تو همون فرشید داوودی هستی، ییهو چند روز بعد دیدی كه خودت و بهنام و محمد سلامت و بقیه با هم رفتید تو طنز كوه و ملت دارند بهتون می خندن.

با نوشته های عزیزاللهی ،Azizollahi،T.K رفتی تو تهران كوه و حال كردی، با آوازهای كوه مشولی آوازهای كوه رو سوت زدی،دیدی كه چه جوری میشه اسم یه نفر نصف اسم یه كوه باشه،آناپورنا رو میگم. هم اسم خودت رو پیدا كردی كه داشت چنگ الماس رو خوش می نواخت،داغلار هم كه یه دفعه گروپی افتاد وسط همه و اساسی با گزارش برنامه هاش خودش رو جا كرد.می خوندی و می نوشتی تا شاید... ببینی برای یكی "کجاست جای رسیدن,کجاست سمت حیات؟"

ه..ی....

ولی...

ولی هنوز كه نگاه می كنی ،می بینی كه هنوز تنهایی.گفتم كه انگار تو و تنهایی یه جورایی با هم جور شدید.ولی به این جمعتون كوه هم اضافه شده.

اما...

حالا دیگه خلوت تنهایی هات رنگ و بوی دیگه ای داره. 

به رنگ زندگی به رنگ كوه.

 

                   آزاد كوه، جبهه شرقي از دره ناحيه

 ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

پی نوشت:

یک روز رسد  غمی به اندازه کوه                       یک روز رسد نشاط به اندازه دشت.

 افسانه زندگی چنین است عزیز                       در سایه کوه باید از دشت گذشت.

  نظرات ()
Share
مطالب اخیر گزارش برنامه صعود به قلّـه دماوند ، بام ایران دلتنگی با : "من ، کوه ، تنهایی" و "شما" و اما عشق ... یار دبستانی من ای روزگار ... !! یادواره !!! درباره خبر انتصاب هادی صابری + پیام شادباش هادی صابری، دبیر جدید فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی ایران برای سالگرد علی رئیس دانا سنگ نویسی در کوهستان به چه قیمت...!؟
کلمات کلیدی وبلاگ ویژه ها (٢٦) ذهن زیبا (۱٩) این طرف - آن طرف (۱٦) من ، کوه (۱٤) کوه نوشته (۱٢) روزانه (٧) بدون شرح (٦) کوه عکس (٦) زیر ذره بین (٥) یاد گرفتنی ها (٥) جشن های ایرانی (٥) شاعرانه (٤) کوه شعر (٤) یاد ها (٤) طبیعت زخمی (۳) درد جشنواره (۱)
دوستان من گروه کوهنوردی هفت خوان کرج فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی ایران هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان تهران ‌Black Rock spedizione2004 garinmount آرام كوه از دماوند تا علم كوه از کی ستاره از زمین می رود به آسمان آزادكوه آزادکوه آناپورنا آوازهای كوه آوای کوه با هم همسفر شویم باشگاه سنگنوردی(بولدرینگ) آراماز بالا تر از ۴۰۰۰متر برج سينا! بيستون بی هیچ ترسی از جاذبه زمین پزشکی کوهستان جای رسیدن جایی نزدیک آسمان چنگ الماس حرف خودم.... خاک خوب داستان کوه داغلار دختر آسمان دوست داران طبيعت:تاریانا رازکوه ریشه در آسمان... سر پهنه گی سرخ كوه سنگنوردی صخره های آزاد فانوس علم كوه غزال کوهستان فانوس فانوس کوه کلاغ ها... كــُــــــــلاهـه كوله بار كوه کوه انتظار خدا کوه قاف کـوه نوشت کوه نیوز کوهستان کوهنورد کوهنوردی(اشترانکوه) کوهنوردی، نشان زندگی کوهنوردی،سنگ نوردی،دوچرخه سواری برای صلح گروه سنگنوردان جوان كرج گزارشات صعودبه قلل ودیواره های مرتفع لوتسه نجواهای پاییزی نقاش كوهنورد هيچ و پوچ واگویه هایم وبلاگ چال وبلاگ علی اصغری یادداشتهای كوه یادداشتهای يک کوهنورد یک قدم مانده به ... Mountain Weather Forecast گروه کوهنوردی شقایق کرج خانه کوهنوردان کرج گروه کوهنوردی کاهار کرج گروه کوهنوردی هامون قله های مه گرفته... شیپورچی آیاز کوهنوردان ایرانی ورجین دیواره بلند و انگشتان سرمازده کماندار زندگی در کوهستان
لینکستان دوستان غیر کوهنورد