حامد حصاری
تماس با من
نمایه نگارنده
نویسنده (های) وبلاگ حامد حصاری
گذشته های بایگانی شده
      من ، کوه ، تنهايی (دیده ها و ندیده ها،گفته ها و نگفته های تنهایی با کوه ،در کوه...)
گزارش برنامه صعود به قلّـه دماوند ، بام ایران نویسنده: حامد حصاری - یکشنبه ٦ آذر ۱۳٩٠

روز چهارشنبه 16 مرداد 1387 ساعت 12:30 به همراه دوستانی از گروه کوهنوردی هفت خوان کرج ، جهت صعود به قله دماوند ، کرج را ترک می نماییم.هدف، صعود از جبهه شمال شرقی و از روستای گزانه است.که مسیر دسترسی به این روستا جاده امامزاده هاشم ، گزنک به سمت لاریجان و روستای گزانه می باشد. 

لینک نقشه

با برنامه ریزی های خوب همنوردمان آقای رحیم قره داغی که سرپرستی این برنامه را به عهده داشتند ، نهار را در جاده خورده و ساعت 16.00 به روستای گزانه می رسیم.

نهار - والک پلو ، مهمان آقا رحیم

قبل از حرکت بطری های آب را پر کرده و ساعت 16:30بعد از حمل بارها توسط یک قاطر مسیر خود را که  آغاز می کنیم.مسیر راه پاکوبی است که از بالای روستا به سمت دره امتداد پیدا ما کند.در مسیر صدای آب رودخانه به گوش می رسد.نام این رود خانه ، " تلخ رود " است.سرچشمه این رودخانه حاصل از ذوب شدن یخ های دره یخار می باشد.با کمی پیمایش به رودخانه می رسیم.باید از رودخانه عبور کرد و مسیر پاکوب را ادامه داد.آفتاب تابش خود را از ما دریغ نمی نماید.تپه گوگردی دماوند و بخاری گوگردی که از آن بیرون می آید نشان از زنده بودن آن است.
ساعت 20.30 است و صدای گله گوسفندان و بزها خبر از رسیدن به گوسفندسرای پهن چشمه می دهد. " پَهن چشمه " در دشت وسیعی در ارتفاع 2744 قرار دارد و چشمه آب بسیار مناسبی دارد.کوله ها را از قاطر پایین آورده و بعد از برپایی کمپ در کنار چادر چوپانان به مرتب کردن وسایل و استراحت کردن مشغول می شویم.شب پر از آرامش دماوند را با صرف شام و گفتن و شنیدن خاطرات صعودهای دوستان سپری می کنیم.

صبح روز پنجشنبه 17 مرداد ساعت 5:00 بامداد بیدار باش اعلام می شود و بعد از جمع آوری کمپ ، برداشتن آب و بستن کوله ها راهی مسیر می شویم.تا قبل از رسیدن به پناهگاه " تخت فریدون " می بایست مسیری نسبتاً دشوار تا " برج های منار " را بپیماییم.همچنین در کل مسیر تا پناهگاه فقط یک چشمه آب به نام "شیر فتان" وجود دارد که قابل استفاده نمی باشد.

مسیر از روی یال پرشیب به سمت غرب و گاهی به سمت شمال است.لذا قبل از رسیدن به منار و حدود ساعت 8:30 در ارتفاع 3600متری جهت صرف صبحانه توقف می کنیم.بعد از صبحانه راهی مسیر می شویم.مسیر صعود به واسطه شیب تند آن دشوار می شود.به همین دلیل در دو کرده با زیگزاگ های بلند حرکت می کنیم.
در ارتفاع 3900 متری و در محلی که پوشیده از سنگ های زردو گوگردی است به سمت غرب تراورس می کنیم.با زحمت زیاد و با کوله های سنگین ، بعد از طی مسیر به مناره ها که 3 برج سنگی بلند است می رسیم.باید از کنار دیوار سنگی مناره ها ارتفاع بگیریم و بر روی گرده ای که به سمت غرب ادامه دارد بیفتیم.همچنان ارتفاع گرفته و با استراحت های کوتاه به راه خود ادامه می دهیم.در این منطقه دره یخار کاملاً در دیدرس ماست و تپه گوگردی همچنان فعالیت می کند.بعد از پیمودن این مسیر دشوار و در نهایت ساعت 13:00 به پناهگاه تخت فریدون در ارتفاع 4400 متری می رسیم.

من ، کوه ، تنهایی - دماوند از پناهگاه تخت فریدون

این پناهگاه سنگی در سال 1355توسط دانشجویان دانشکده فنی مهندسی دانشگاه تهران ساخته شده.بنابر تصمیم سرپرست گروه در کنار پناهگاه کمپ تیم را برپا می کنیم.بعد از کمی استراحت و برداشتن آب از چشمه های اطراف پناهگاه ، خود را برای هم هوایی آماده می کرده و تا ارتفاع 4700 متر بالا می رویم تا کمی از مسیر صعود را نیز بررسی کنیم.بعد از برگشتن به کمپ و آماده شدن برای شام و استراحت ، جلسه هماهنگی صعود همزمان با صرف شام برگزار شد.قرار بر این شد که ساعت 3:00 بامداد جهت صعود حرکت را آغاز نماییم.به همین جهت بعد از زود به خواب می رویم.

ساعت 3:00 بامداد جمعه 18 مرداد بیدار باش اعلام  می شود و بعد از 30 دقیقه هر شش نفر تیم آماده اعزام می شویم.مسیر روی یال اصلی است.صعود در تاریکی و با نور هدلمپ و در سکوت آرامش بخش دماوند انرژی فراوانی به ما می دهد.کمی که ارتفاع گرفتیم به دستور آقا رحیم ، یکی از همنوردان که حال مساعدی نداشتند و علائم شروع ارتفاع زدگی داشتند به محل کمپ برگردانده می شود.

هرچه ارتفاع می گیریم هوا روشن تر و گرم تر می شود.در میانه های راه کمی استراحت کرده و با نوشیدن چای و نسکافه گرم و شیرین انرژی بیشتر گرفته و مسیر خود را ادامه می دهیم.

مسیر صعود بر روی یال مجاور دره یخار و در امتداد آن می باشد. حدود ساعت 7:00 به ارتفاع 5400 متری می رسیم.در این قسمت به یخچالی می رسیم که مسیر صعود قله از دو مسیر شمالی و شمال شرقی به هم می رسد. برف های یخچال کاملاً یخ زده و مشکلی جهت عبور نیست با تراورس به سمت شمال از یخچال عبور می کنیم.بعد از عبور از یخچال و نزدیک شده به قله گویی انرژی بیشتری گرفته و با قدم های استوار تر از قبل به سمت قله حرکت می کنیم.

در انتظار و به امید رسیدن به قله

من و آقا رحیم جلوتر از بقیه حرکت می کنیم و به دلیل سرعت کمتر دوستانی که عقب تر از ما هستند مجبور می شویم تا رسیدن آنها کمی توقف کنیم.بعد از رسیدن دوستان در نزدیکی های قله همه با هم و دست در دستان هم با آواز " ای ایران " نزدیک قله می شویم و در نهایت ساعت 8:30 موفق به گام نهادن بروی قله دماوند می شویم.صعود قله و پا گذاشتن بر بلندترین نقطه ایران حس شوق ، شکوه و استواری را در وجود تک تک اعضا بر می انگیزاند.مراسم با شکوه صعود قله را در کنار همدیگر برگزار می کنیم و به احترام بزرگان و درگذشتگان کوه و کوهنوردی یک دقیقه سکوت می کنیم.

مراسم با شکوه سر قله

 

 عکس یادگاری با تی شرت دماوند

 بعد از گرفتن عکس های یادگاری از همان مسیر صعود به سمت پناهگاه حرکت می کنیم.در مسیر برگشت و در کاسه دهانه آتشفشانی قله به سراغ آقا رضا که چندین هفته است روی قله خلوت کرده می رویم.

آقا رضا از کوهنوردان اهل ورامین است که سابقه شب مانی های طولانی بر روی قله دماوند دارد.که در سال 1386 به مدت تقریباً یک ماه بر روی قله شب مانی کرده بود و امسال نیز قصد اقامت طولانی تر و دو ماهه را دارد.وی در طول این مدت روزه سکوت می گیرد، و کوهنوردانی که قله را صعود می کند برای کمک به او برایش آب و غذا می گذارند.

چند دقیقه ای را با آقا رضا می مانیم و عکس یادگاری می گیریم.بعد از دادن مقداری آب و خرما و نان به آقا رضا از وی خداحافظی کرده و مسیر برگشت را پی می گیریم.

مسیر برگشت تا پناهگاه را حدود 2 ساعته می پیماییم و با سرعت به جمع کردن کمپ و وسایل مشغول می شویم و سپس راهی مسیر می شویم.آقا رحیم که تجربه بالایی در کوهنوردی و بخصوص صعود مسیرهای مختلف دماوند دارد مسیر برگشت را از روی یال شن اسکی زیر منار انتخاب می کند و از همانجا به سمت پَهن چشمه سرازیر می شویم و حدود ساعت 17:00 به چشمه می رسیم و نهار را در همینجا می خوریم.بعد از صرف نهار به سمت گزانه حرکت کرده و حدود ساعت 19:00 به گزانه می رسیم و به سمت کرج به راه می افتیم.

در پایان لازم می دانم چند نکته را بیان نمایم:

1- از آقای رحیم قره داغی ، سرپرست خوب این برنامه نهایت سپاسگزاری را دارم که توانستند با تجربه بالا ، صعود خوب وبدون مشکلی در مدت زمان بسیار خوب داشته باشیم.

2- آب و هوای دماوند در کل مدت برنامه بسیار خوب بود بطوریکه در روز صعود هیچ مشکلی از نظر سردی و یا بارش نداشتیم.


3-آب چشمه های اطراف پناهگاه به واسطه ذوب شدن برف ها و یخ ها جهت نوشیدن خیلی قابل اعتماد نیستند.لذا برای این منظور حتمن باید آن را تصفیه کرد.

4-پیشنهاد می شود بعد از صعود قله جهت برگشت حداقل یک روز استراحت در نظر گرفته شود  تا فشار برگشت کل مسیر موجب آسیب جسمی نشود.

5-ارتفاع قله دماوند در بیشتر نقشه ها و نوشته ها 5671 متر بوده که طبق اعلام جدید به 5609 متر کاهش یافته است. ولی خود ما با GPS 5619 رو اندازه گرفتیم. منبع اعلام ارتفاع جدید قله دماوند .

نفرات تیم:
1-رحیم قره داغی ( سرپرست)
2-حامد حصاری
3-ولی صنعتی
4-داریوش طاهری
5-محمد خمسه
6-مهرداد عادلی

 

صبح روز دوم از پهن چشمه

  نظرات ()
Share
دلتنگی با : "من ، کوه ، تنهایی" و "شما" نویسنده: حامد حصاری - سه‌شنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٠

خودمم دلم برای اینجا تنگ شده.

باورم نمیشد که یه روزی بخوام این همه ساکت باشم اینجا.وبلاگم دیگه به گورستان متروک نوشته های قدیمی و دغدغه هام تبدیل شده !

از آخرین مطلبی که نوشتم 10 ماه و 4 روز میگذره.و این هوا... گرد و خاک نشسته روش!
10 ماه و 4 روزی که تو این بازه زمانی بزرگترین رویدادهای زندگی شخصی برام رقم خورد.

ازدواج با همنورد خوبم زهره ، سبزترین و شیرین ترین اتفاق این مدت بود ، که کم و بیش دوستان از او با خبر بودن و با پیام های پر از مهرشون به ما لطف داشتن.

حساب آخرین برنامه کوه هم از دستم در اومده.یادم نیست پرسون بود یا سکه نو !

× اینکه چرا کوه نرفتم دلیلش مفصله... از کار کردن تو شرکتی که جمعه ها و روزهای تعطیلش باید می رفتم سرکار بگیر تا مریضی قدیمی که باز هم اومد سراغم و به گفته دکتر : کوه ممنوعم کرده !

× ننوشتنم تو وبلاگ هم به خاطر اینه که شلوغی های کار جدید واقعن نمیذاره تمرکز قبل رو داشته باشم.و صد البته وقتی از کوه و طبیعت دور باشی چیزی برای نوشتن هم باقی نمیمونه برای ما ...

این دوتا دلیل رو فقط برای این گفتم که دوستان کم کاری منو نذارن به حساب تاهل و ازدواج و ...

حالا دیگه کوله پشتی برنامه های 1 روزه و  کفش کوه و عینک و ساعتم شده کوله و کفش و عینک و ساعت شهر!

فقط از دور کوه ها رو می ببینم و به اضافه وزنی که دارم تاسف می خورم... ناراحتخجالت(نخندید!!!!.... گریه)

البته اوضاع اینجوری نمیمونه.یه خورده حجم کار و درسم کم بشه اوضاع میشه اونجوری که می خوام و باید بشه ... شما هم برام انرژی مثبت بفرستید.

تا بعد ...

  نظرات ()
Share
و اما عشق ... نویسنده: حامد حصاری - سه‌شنبه ٩ آذر ۱۳۸٩

ای عشق

عشق به شکل پرواز پرنده است
عشق خواب یه آهوی رمنده است
من زائری تشنه زیر باران
عشق چشمه آبی اما کشنده است
من می‌میرم از این آب مسموم
اما اونکه مرده از عشق تا قیامت هرلحظه زنده است
من می‌میرم از این آب مسموم
مرگ عاشق عین بودن اوج پرواز یه پرنده است

تو که معنای عشقی به من معنا بده ای یار
دروغ این صدا را به گور قصه‌ها بسپار
صدا کن اسمم رو از عمق شب از نَـقب دیوار
برای زنده بودن دلیل آخرینم باش
منم من بذر فریاد خاک خوب سرزمینم باش
طلوع صادق عصیان من بیداریم باش

عشق گذشتن از مرز وجوده
مرگ آغاز راه قصه بوده
من راهی شدم نگو که زوده
اون کسی که سرسپرده مثل ما عاشق نبوده
من راهی شدم نگو که زوده
اما اونکه عاشقونه جون سپرده هرگز نمرده

تو که معنای عشقی به من معنا بده ای یار
دروغ این صدا را به گور قصه‌ها بسپار
صدا کن اسمم رو از عمق شب از نَـقب دیوار
برای زنده بودن دلیل آخرینم باش
منم من بذر فریاد خاک خوب سرزمینم باش
طلوع صادق عصیان من بیداریم باش

عشق گذشتن از مرز وجوده
مرگ آغاز راه قصه بوده
من راهی شدم نگو که زوده
اون کسی که سرسپرده مثل ما عاشق نبوده
اما اونکه عاشقونه جون سپرده هرگز نمرده

  نظرات ()
Share
یار دبستانی من نویسنده: حامد حصاری - پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۸٩

یار دبستانی من
با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما
بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو
رو تن این تخته سیاه
ترکهٔ بیدادو ستم
مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما
هرزه تمومه علفاش
خوب، اگه خوب
بد، اگه بد
مُرده دلای آدماش
دست من و تو باید این پرده‌ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه
یار دبستانی من...

^^^

در این باره : ...

  نظرات ()
Share
ای روزگار ... !! نویسنده: حامد حصاری - یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٩

سلام به همه.

این روزها سخت مشغول کار هستم.جوری که حتی کمتر می تونم استراحت کنم.

توضیحات بالا دلیل ننوشتن و به روز نکردن وبلاگ و کوه نرفتنم رو تو خودش داره.ولی امیدوارم تا چند وقت دیگه اوضاع بهتر بشه.

فقط امروز فرصتی دست داد یه کم بیام اینجا و این مطلب رو بنویسم.نمیدونم مطلب بعدی کی خواهد بود.(!!!؟؟؟)

امروز با دوست خوبم، آقا رضا (رضا زارعی) صحبت می کردم،با حرف هاش از ناراحتی این کمبود وقت آرووم تر شدم.

" زندگی واجبترین وبلاگ آدمه... اول کار و زندگی و البته دوم هم کار و زندگیست. "

از آقا رضا یاد کردم،یاد نوشته های خوب و به روزش افتادم.یه سری به کوه قاف زدم ، مطلب زیبایی که مرور خاطراتش با بزرگ کوهنورد ایران ، " محمد اوراز " منو برد تو یه حال و هوای دیگه.

ساعت حدود 10/10 دقیقه روز 26 مرداد ماه است.تنها حدود 200 متر تا قله گاشر بروم باقی مانده درست چند لحظه قبل بود که در تماس با کمپ اصلی گفت :"آرام بالا میرویم و از بهمن دوری میکنیم".
برف میبارد محمد در جلوی تیم راه را باز میکند. سایرین هم به دنبال او پیش میروند.ناگهان صدای مهیبی همه را در جای خود میخکوب میکند .مقبل فریاد میزند: محمد سنگ.اما سنگی در کار نیست. لحظاتی بعد جز ردپایی ناتمام چیزی بر جای نمانده و داود وحسن حیران به پودر برف حاصل از بهمنی مینگرند که میخواست محمد را ببلعد.
ساعتی بعد بچه ها پیکر نیمه جان محمد را از زیر بقایای بهمن بیرون میکشند. بهمن دیگری میاید اما انهم توان بلعیدن او را ندارد. گویی مقدر شده خاک پاک ایران پیکر زلال محمد را ببلعد.
محمد جایت همیشه سبز خواهد ماند.
بهمنها ما را ببلعید!--از کوه قاف

محمد اوراز بر فراز قله اورست ، بام دنیا - 1377

یادتون خوش.
به کوه باشید و سلامت.

  نظرات ()
Share
یادواره !!! نویسنده: حامد حصاری - یکشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٩

مگذار که یاد ما را طعم تلخ این حقیقت ببرد

این حقیقت است که از دل برود ، هر آنکه از دیده رود

!!!!!

  نظرات ()
Share
درباره خبر انتصاب هادی صابری + پیام شادباش نویسنده: حامد حصاری - چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٩

هادی صابری افتخار آفرین کوهنوردی ایران و کرج پیش تر از این شایستگی های خود را در قالب انتخاب شدن در ترکیب اصلی تیم های ملی و صعود به قله های ٨٠٠٠ متری هیمالیا و مربیگری تیم بانوان استان تهران نشان داده بود و این بار طی حکمی از سوی مهندس " محمود شعاعی" ، رییس فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی ایران  به سمت سرپرست امور دبیری این فدراسیون منصوب شد.

جایگاهی که پیش از این آقای اقبال افلاکی سال ها در آن زحمت های بیشماری کشیده اند و خردادماه امسال(١٣٨٩/٣/١۶) از سمت خود کناره گیری کردند.(خبر)

هادی صابری متولد ١٣۵٣ ، فعالیت کوهنوردی خود را از سال ١٣٨٢ به طور رسمی با گروه کوهنوردی هفت خوان کرج آغاز کرد.

تلاش های بیشمار و شرکت در اردوهای مختلف تیم های ملی و استانی و درخشش وی در آنها، هادی صابری را در زمره بهترین کوهنوردان این مرز و بوم قرار داد.


از جمله افتخارات هادی صابری (به ترتیب سال):

  •  عضو تیم هیمالیانوردی استان تهران ، و صعود کننده به قله 8047 متری برودپیک سال ١٣٨٧
  •  مربی تیم بانوان هیمالیانوردی استان تهران و صعود کننده به قله 7027 متری اسپانتیک ، سال ١٣٨٨
  •  عضو تیم ملی کوهنوردی در راه صعود به قله 8167 متری دائولاگیری ، سال ١٣٨٩


سوابق اجرایی در زمینه کوهنوردی(به ترتیب سال):

  •   مسئول کمیته فنی گروه کوهنوردی هفت خوان کرج سال ٨۶-١٣٨۵
  •   سرپرست گروه کوهنوردی هفت خوان کرج سال های ٨٧-١٣٨۶و ٨٨-١٣٨٧


پی نوشت:

هادی جان ، دوست خوب و همنورد گرامی ، گرمترین شادباش های خود را تقدیمت می کنم و در راهی که پیش رو داری بهترین آرزوها را دارم.

شنیدن خبر انتصابت به سمت سرپرستی دبیری فدراسیون خبر خوشحال کننده ای بود.

با شایستگی و مدیریتی که داری باور دارم به بهترین شکل در این زمینه هم موفق خواهی بود.

  نظرات ()
Share
مطالب قدیمی تر »
مطالب اخیر گزارش برنامه صعود به قلّـه دماوند ، بام ایران دلتنگی با : "من ، کوه ، تنهایی" و "شما" و اما عشق ... یار دبستانی من ای روزگار ... !! یادواره !!! درباره خبر انتصاب هادی صابری + پیام شادباش هادی صابری، دبیر جدید فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی ایران برای سالگرد علی رئیس دانا سنگ نویسی در کوهستان به چه قیمت...!؟
کلمات کلیدی وبلاگ ویژه ها (٢٦) ذهن زیبا (۱٩) این طرف - آن طرف (۱٦) من ، کوه (۱٤) کوه نوشته (۱۱) روزانه (٧) بدون شرح (٦) کوه عکس (٦) زیر ذره بین (٥) یاد گرفتنی ها (٥) جشن های ایرانی (٥) یاد ها (٤) طبیعت زخمی (۳) شاعرانه (۳) کوه شعر (۳) درد جشنواره (۱)
دوستان من گروه کوهنوردی هفت خوان کرج فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی ایران هیات کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان تهران ‌Black Rock spedizione2004 garinmount آرام كوه از دماوند تا علم كوه از کی ستاره از زمین می رود به آسمان آزادكوه آزادکوه آناپورنا آوازهای كوه آوای کوه با هم همسفر شویم باشگاه سنگنوردی(بولدرینگ) آراماز بالا تر از ۴۰۰۰متر برج سينا! بيستون بی هیچ ترسی از جاذبه زمین پزشکی کوهستان جای رسیدن جایی نزدیک آسمان چنگ الماس حرف خودم.... خاک خوب داستان کوه داغلار دختر آسمان دوست داران طبيعت:تاریانا رازکوه ریشه در آسمان... سر پهنه گی سرخ كوه سنگنوردی صخره های آزاد فانوس علم كوه غزال کوهستان فانوس فانوس کوه کلاغ ها... كــُــــــــلاهـه كوله بار كوه کوه انتظار خدا کوه قاف کـوه نوشت کوه نیوز کوهستان کوهنورد کوهنوردی(اشترانکوه) کوهنوردی، نشان زندگی کوهنوردی،سنگ نوردی،دوچرخه سواری برای صلح گروه سنگنوردان جوان كرج گزارشات صعودبه قلل ودیواره های مرتفع لوتسه نجواهای پاییزی نقاش كوهنورد هيچ و پوچ واگویه هایم وبلاگ چال وبلاگ علی اصغری یادداشتهای كوه یادداشتهای يک کوهنورد یک قدم مانده به ... Mountain Weather Forecast گروه کوهنوردی شقایق کرج خانه کوهنوردان کرج گروه کوهنوردی کاهار کرج گروه کوهنوردی هامون قله های مه گرفته... شیپورچی آیاز کوهنوردان ایرانی ورجین دیواره بلند و انگشتان سرمازده کماندار زندگی در کوهستان
لینکستان دوستان غیر کوهنورد